احمد بن حسين بن على كاتب

8

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

جنت و خلد چه خوانيش كه در نزهت و زيب * خود قياسى نكند كس نه بر آن و نه برين خاك او عنبر و آبش به مثل آب حيات * باد « 1 » او چون نفس روح امين مشك‌آگين گر به فردوس بگويم كه بهشتست بهشت * كند اقرار و بگويد كه چنين است چنين / 7 / كوى و بازار پر از ماهرخان زيبا * راست مانندهء جنّات در او حور العين پاى تا سر به مثل كوچهء اهرستانش * هست پر ياسمن و لاله و سرو و نسرين آب تفتش كه سبق برده ز تسنيم بهشت * خاك را مىدهد او خاصيت ماء معين و راستى در زمان سلطنت هيچ پادشاه خطهء يزد چنين معمور نبوده كه در زمان سلطنت حضرت سلطان اعظم سعيد خاقان اعلى اعدل حميد سلطان السلاطين [ 4 ] فى عهده و زمانه الفايز باساليب رحمة اللّه و غفرانه معين الحق و الدنيا و الدين شاهرخ بهادر سلطان انار اللّه برهانه و اسكنه « 2 » فى فراديس الجنان مع حور العين . شعر روح پاكش منبع انوار باد * نقد وقتش مأخذ ديدار باد كه اندرو هزار خانه و دوكان و مدارس و خوانق و حمامات و خانات و بساتين « 3 » مجددا تعمير يافته بود و مسافران اطراف و اكناف عالم چون بدين خطه رسيدندى و نزهت بساتين « 4 » و معمورى و رونق اين ولايت ديدندى گفتندى . قطعه گر بهشت عدن بيند يزد را * قايل آيد كو بهشت ديگرست

--> ( 1 ) . م : داد . ( 2 ) . م : اسكن . ( 3 ) . ف : بساطين . ( 4 ) . اصل : بساطين .